کی میتونه همه اعمالشو تو یه کفه ترازو بذاره فقط یکی از نعمتهایی که خدا بهش عنایت کرده رو کفه دیگه بذاره. بعد بگه این نعمته، مقابلش این اعماله.
لذا روایت داریم بنده رو میارن موقف قیامت ، خدا میپرسه چی آوردی؟ اول بیچاره به خودش می نازه نمازا رو رو می کنه، نماز شبها رو رو می کنه. روزه های مستحبی، کارای خیری که کرده.
خب!دیگه چی داری؟؟
خدایا هرچی داشتم رو کردم دیگه هیچی ندارم. خدا می فرماید: اگه اعمالت را بخوام با یکی از نعمتهایی که بهت دادم برابری کنم، اگه برابر شد خودت برو سمت بهشت؛ اما اگه برابری نکرد سرتو بنداز پایین برو . دیگه پهلوی من هی اعمالتو رو نکنی.
دستور می رسه نعمت یکی از چشمهایی که بهش دادم رو بذارید کفه ترازو. اینقدر سنگینی می کنه که اعمالش سوخت میشه میره ، هیچی نمی مونه. ندا می رسه دیگه چی داری؟
سرشو پایین میندازه میگه خدایا یه ریسمان محکم واسم مونده. خدایا من به فضل تو امیدوار بودم. می دونستم اگه اعمالم به دردم نخوره عنایت تو به دردم خواهد خورد . یا خدا
|
+| نوشته شده توسط
حمید دانش آموز در شنبه هفتم دی 1387
|